السيد الطباطبائي

53

مجموعه رسائل ( فارسى )

مىباشد و آن عين موجود و پديده خارجى مانند زيد و عمرو و زمين و آسمان است ، چنان كه شيخ مفيد فرموده است . « 1 » حديث پنجم از همان باب در تقسيم اراده و مشيت به ارادهء حتم و ارادهء عزم است : « خداوند نهى مىكند در حالى كه مىخواهد و امر مىكند در حالى كه مشيت ندارد ، آيا نديدى كه خداوند آدم و همسرش را از تناول ميوهء درخت نهى كرد ، ولى انجام آن را مشيت كرد كه اگر او مشيت نداشت آنان نمىخوردند و اگر با وجود نخواستن و عدم مشيت خداوند ، از آن درخت مىخوردند ، مشيت آن‌ها بر مشيت خدا غلبه مىكرد ، و هم‌چنين ابراهيم را دستور داد كه فرزندش را ذبح كند ، ولى ذبح را نخواست و مشيت نداشت و اگر ذبح نشدن را نمىخواست ، مشيت ابراهيم بر مشيت خداوند غلبه مىكرد . مجلسى بر اين حديث نسبتاً روشن ، بيانى دارد و فرموده : گفته شده مشيت ، يعنى علم خداوند . ولى قول روشن‌تر آن است كه چون خداوند آدم و ابراهيم را از اراده و مشيت و خواستشان منصرف نكرد و آن‌ها را به سبب مصالحى بزرگ به اختيار خود واگذاشت گويا خدا هم خواست ! استاد علامه در تعليقه مختصر خود چنين نوشته : حديث ، اراده را به ارادهء تشريعى و تكوينى تقسيم مىكند و اما آنچه مصنف كتاب فرموده حقيقت ندارد ، بلكه متضمن تشبيه است . « 2 » در حديث پانزدهم از همان باب مجلسى باز اراده خداوندى را به علم به مصلحت تأويل كرده است . استاد در تعليقه موجز خود نوشته : دلالت اخبار بر اين كه مشيت و ارادهء خداوند

--> ( 1 ) . همان ، ص 137 . . ( 2 ) . همان ، ص 140 . .